|
مجـله تخصصی اکسل
|
||
|
مطالب آموزشی ـ جالب و خواندنی اکسل 2007 |
نسخه شماره سه از توابع فارسی در Excel و تبدیل عدد به حروف در Excel توسط فرساران منتشر گردید.
اصلاحات این نسخه:
برای دانلود این نسخه به سایت www.farsaran.ir مراجعه نمایید. لینک آن در صفحه اصلی سایت موجود می باشد.
ضمن تشکر از سایت فرساران امیدوارم دوستان عزیز از این توابع استفاده لازم را داشته باشند.
در این پست و چند پست آینده در خصوص روشهای رسم انواع نمودار در اکسل توضیح خواهم داد و امیدوارم دوستان عزیز از این مطالب استفاده کنند.
ابتدا از ریبون Insert و گروه Charts بازدید میکنیم.

در گروه Charts گروهبندی نمودارهای موجود در اکسل دیده میشود. این گروهبندی از سمت چپ به شرح زیر است:
در ادامه مطلب به توضیح نمودار میله ای می پردازم.
ضمن تشکر فراوان از اظهار لطف همه عزیزان از اینکه نتوانستم به موقع جواب شما را بدهم عذرخواهی میکنم و عذرخواهی دوم به خاطر به روز نبودن وبلاگ که به خاطر مشغله های زیادی است که اینجانب دارم. امیدوارم از این پس بتوانم با مطالب جدید در خدمت دوستان باشم.
سیدمجیدشهیدی
لطفا نظرات خود را در مورد ظاهر جدید وبلاگ اعلام فرمائید.
ضمنا مطالب جدیدی را برای وبلاگ آماده نموده ام که بزودی آنها را خواهید دید.
برای اضافه نمودن داده ها و Update شدن نمودار کافیست داده های جدید را به صورت زیر وارد جدول کنید.
در آخرین سطر از آخرین ستون جدول کلیک کرده و برای ایجاد یک ردیف جدید از کلید TAB بر روی صفحه کلید استفاده کنید.
همین...!
فایل جواب هفته را از اینجا دانلود کنید.
در ساعت شش و نیم بعدازظهر روز جمعه مورخ ۲ اردیبهشت ۹۰ جناب آقای فرشید میدانی -مدیر سایت فرساران- گفتگوی ویژه ای در خصوص مایکروسافت آفیس خواهند داشت. این برنامه از شبکه جهانی جام جم پخش خواهد شد.
اما سوال این هفته :
می خواهیم نموداری از یک سری داده رسم کنیم بطوری که با اضافه شدن یک داده دیگر به لیست قبلی، نمودار به طور خودکار به روز شده و در واقع داده جدید نیز به نمودار اضافه گردد. بطور مثال فرض کنید قیمت روزانه طلا از اولین روز یک ماه تا آخرین روز همان ماه بر روی نمودار رسم گردد. داده ها هر روز به لیست اضافه می گردد.
در صورت تمایل می توانید جواب خود را به صورت ایمیل ارسال نمائید.
در این برگه تنظیمات مربوط به حاشیه سفید کاغذ استفاده می شود. همچنین حاشیه های مربوط به Header و Footer نیز در این برگه قابل تنظیم می باشد.
Center on Page
با فعال نمودن گزینه های Horizontally و Vertically محدوده انتخابی شما برای چاپ به صورت افقی یا عمودی در وسط کاغذ قرار می گیرد.
اکسل 2007 تنظیمات مختلفی را برای نمایش نهایی داده هایی که می خواهید چاپ کنید در اختیار شما قرار می دهد. در این پست قصد دارم به معرفی قابلیت های چاپ در این نرم افزار اشاره کنم.
سه نمای مختلف موجود در نرم افزار به شما کمک می کند تا بتوانید ظاهر کاربرگ را زمانیکه چاپ می شود ملاحظه کنید. این سه نما به شرح زیر است:
نمای Normal
نمای پیش فرض اکسل می باشد. بهترین نما برای طراحی و کار بر روی سند می باشد. این نما از ریبون View و گروه Worksheet Views قابل دسترس است.
نمای Page Break
در این نما می توانید تقسیمات صفحات را مشخص کنید. همچنین ناحیه چاپ در این نما قابل تشخیص می باشد. این نما از طریق ریبون View و گروه Worksheet Views قابل دسترس است.
نمای Print Preview
در این نما می توانید به سادگی جدول و حاشیه های آن را دیده و تنظیم نمائید. در این نما بوسیله اشاره گر موس و قرار دادن آن بر روی خطوط بین ستونها عرض هر ستون را تنظیم کنید. همین کار را می توانید برای حاشیه ها نیز انجام دهید. برای ورود به این نما از دکمه Office و گزینه Print استفاده کنید.
لطفا به ادامه مطلب توجه کنید.
در سوالات فوق و بسیاری از سوالات اینگونه می خواهیم بهترین روش انجام کار را مشخص کنیم.
می خواهیم مقادیری را پیدا کنیم که هدف خاصی را بهینه می کنند (به حداکثر رساندن یا به حداقل رساندن)، برای این کار از ابزار Solver اکسل استفاده می شود.
یک مدل بهینه سازی دارای سه بخش به شرح زیر است:
سل هدف ارائه دهنده هدف است و می خواهیم مقدار این سل را به حداکثر یا حداقل برسانیم.
سلهای تغییریافتنی سلهایی هستند که می توانیم تغییر یا تعدیل کنیم و سل هدف را بهینه سازیم.
در پست بعدی با ذکر چند مثال نحوه استفاده از Solver اکسل را بیشتر بررسی می کنیم.
برای نصب Solver باید از گزینه Add-Ins استفاده کنیم.
میخواهيم كاري كنيم كه در يك ستون (يا هر محدوده ديگري) از كاربرگ هيچ عدد تكراري را نتوان وارد نمود و در صورتيكه اين اتفاق افتاد اكسل پيغام بروز خطا را نمايش دهد.
تابع OFFSET جهت ايجاد يك مرجع به محدودهاي كه به تعداد رديف و ستون خاصي از يك سل يا محدودهاي از سلها فاصله دارد، استفاده ميشود. در ادامه مطلب در خصوص اين تابع توضيحات بيشتري وجود دارد.
برخي از اشخاص معتقدند كه تابع IF مفيدترين فرمول در اكسل است. فرمولهاي اين تابع اجازه ميدهد تستهاي شرطي در مقادير و فرمولها انجام دهيد و تاحدي بتوانيد منطق بكا رفته در زبانهاي برنامه نويسي را تقليد نمائيد. يك فرمول IF با يك شرط شروع شده و اگر شرط صحيح باشد، تابع يك مقدار را برگردانده و اگر شرط برقرار نبود تابه مقدار دومي را كه برايش تعيين شده برميگرداند. براي بهتر شناختن اين تابع بر روي ادامه مطلب كليك نمائيد.
در این پست قصد دارم تا شما عزیزان را با بحث Sensitivity Analysis در اكسل 2007 آشنا كنم. قبل از پرداختن به اصل مسئله با يك مثال بحث را آغاز ميكنم. فرض كنيد ميخواهيم در يك مركز خريد مغازهاي را اجاره كرده و در آن اقدام به فروش ساندويچ نمائيم. قبل از افتتاح مغازه ميخواهيم بدانيم كه ميزان سود، درآمد و هزينههاي متغير، چگونه به فروش يك ساندويچ و هزينه هر ساندويچ بستگي دارد.
بر اساس فرضيههاي ورودي ميتوانيم خروجيهاي مورد نياز را محاسبه كنيم. همان طور كه گفته شد اين خروجيها ميتواند مواردي مانند سود، درآمد و هزينه متغير باشد. ممكن است حدس ما در خصوص هزينه متغير توليد يك ساندويچ برابر با ۴ دلار باشد، اما ممكن است اين فرضيه اشتباه باشد. تحليل حساسيت، چگونگي تغيير خروجيها در ارتباط با تغييرات وروديها را تعيين ميكند. بطور مثال ميخواهيم بدانيم كه چگونه تغيير در قيمت محصول بر سود، درآمد و هزينه متغير سال اثر ميگذارد.
در این پست قصد دارم شما را با چگونگی استفاده از توابع Text اكسل آشنا كنم. براي اين كار ابتدا هر يك از توابع Text را توضيح داده و سپس آنها را با هم تركيب كرده و كارهاي پيچيدهاي را انجام خواهيم داد.
این تابع در محدوده اعلام شده به تعداد سطر و ستون اعلام شده شمارش کرده و داده موجود در سلی که در محل تقاطع سطر و ستون قرار دارد را نتیجه می دهد
=INDEX(array;row_num;column_num)
در اين فرمول array آرايه مورد نظر، row_num شماره سطر و column_num شماره ستون ميباشد.
به مثال زير توجه كنيد.
براي يافتن داده موجود در سطر دوم و ستون سوم از فرمول زير استفاده ميشود.

=INDEX(A1:D8;2;3)
در اينجا جواب برابر است با 15.000
این تابع برای یافتن یک مقدار از یک جدول به کار می رود، به این ترتیب که مقدار گفته شده را از ستون اول یافته سپس در همان ردیف و در ستون گفته شده داده مورد نظر را به دست می آورد. دستور این تابع به صورت زير است.
=VLOOKUP(lookup_value;table_array;col_index_num;range_lookup)
در lookup_value مقداری را که میخواهیم از ستون اول جدول پیدا کنیم وارد میکنیم. در table_array جدول مرجع وارد میشود. در قسمت col_index_num شماره ستونی که میخواهیم جواب از آن ستون باشد را وارد میکنیم. در قسمت range_lookup هم تعیین میشود که اگر تابع مقدار مورد نظر را پیدا نکرد چه کند، آیا نزدیکترین مقدار را به ترتیب نزولی نتیجه دهد یا اینکه دقیقاً همان مورد را جستجو کند، (مقادیر FALSE و TRUE برای این کار استفاده می شود).

به یک مثال توجه کنید. برای جستجوی معادل عدد 20 از ستون دوم:
=VLOOKUP(20;A1:E4;2)
چون پارامتر چهارم وارد نشده است پس TRUE در نظر گرفته می شود، پس عدد 20 یا کوچکتر از آن نیز قابل قبول است. معادل عدد 20 در ستون دوم عدد 21 است.
برای جستجوی معادل عدد 25 از ستون دوم:
=VLOOKUP(25;A1:E4;2)
چون عدد 25 در بین اعداد ستون اول نیست پس نزدیکترین عدد به آن که البته کوچکتر از آن نیز باشد را در نظر می گیریم یعنی عدد 20 و جواب برابر با 21 است.
در صورتیکه در تابع بالا پارامتر FALSE را وارد کنیم، این تابع نمیتواند عددی معادل آن پیدا کند و در نتیجه پیغام خطای #N/A را خواهد داد. همچنین در صورتیکه پارامتر col_index_num کوچکتر از 1 بـاشد، پیغام #VALUE! و در صورتیکه این پارامتر بزرگتر از تعداد ستونهای جدول باشد پیغام #REF! را نتیجه می دهد.
هدف اصلی از ایجاد یک ماکرو آسانتر کردن کارها و سهولت دسترسی به بخش های مختلف برنامه است. اکسل به شما اجازه می دهد تا ماکروهایی ایجاد کنید تا کارهای ناخوشایند و تکراری را تنها با یک کلیک و یا چند کلید انجام دهید.
یک ماکرو مجموعه ای از فرمانها، کلیدها و کلیکهای موس است که می توانید آنها را ذخیره کرده و هر موقع نیاز بود آنرا اجرا کنید. برای ایجاد یک ماکرو دو راه وجود دارد.
نوشتن یک ماکرو از ابتدا مستلزم دانستن زبان برنامه نویسی Visual Basic می باشد و از آنجا که ضبط ضربه کلیدها یا کلیک های موس آسانتر می باشد در اینجا به تشریح این روش می پردازیم.
به مثال زیر توجه کنید.
فرض کنید میخواهیم معتبرسازی مقادیر را به صورت یک ماکرو ضبط کنیم. برای این کار از نوار Developer و گــروه Code بر روی Record Macro کلیک میکنیم. در کادر محاورهای ظاهر شده باید یک نام را به ماکرو اختصاص دهیم «بطور مثال نام Validate را وارد میکنیم». میتوان برای اجرای ماکرو کلید میانبر نیز تعریف نمود که همراه با کلید Ctrl باعث اجرای ماکرو خواهد شد.

پس از کلیک بر روی OK هر عملی که انجام دهید در ماکرو ضبط خواهد شد، بنابراین کلیه اعمالی که برای معتبرسازي دادههاي ورودي بايد انجام داد را انجام داده و پس از اتمام عملیات بر روی گزینه Stop Recording کلیک می کنیم.
حال ماکرویی داریم که عملیات معتبرسازی داده ها را با شرط مورد نظر ما در خود ضبط کرده و از این به بعد در هر جائی میتوان از این ماکرو استفاده کرد.
برای استفاده از ماکرو، پس از انتخاب محدوده مورد نظر و کلیک بر روی گزینه Macros در نوار Developer کادر محاوره ای شامل کلیه ماکروهای ساخته شده ظاهر میگردد که پس از انتخاب ماکروی مورد نظر، کلیک بر روی Run باعث اجرای ماکرو در محدوده انتخاب شده خواهد شد.
توابع جستجو و آدرس:
این تابع دارای چهار پارامتر می باشد. این تابع برای جستجو در محدوده ای خاص برای پیدا کردن عبارتی در سطر اول جدول است که پس از پیدا کردن ستون مربوطه داده موجود در سطر n ام را به عنوان نتیجه اعلام می کند. دستور این تابع به صورت زير است.
=HLOOKUP(lookup_value;table_array;row_index_num;range_lookup)
مقداری که تابع در سطر اول جدول به دنبال آن می گردد، lookup_value، محدوده مورد جستجو table_array می باشد که شامل سطر اول نیز می شود. row_index_num شماره سطری است که میخواهید پس از پیدا کردن ستون مورد نظر داده آن سطر به عنوان جواب اعلام گردد. range_lookup مقداری اختیاری است که دو مقدار TRUE یا FALSE را میپذیرد. TRUE یعنی مقادیری که در سطر اول قـــــــرار میگیرند باید به صورت مرتب شده بــاشند، در غیــر اینصورت ممکن است تابع جواب درستی ندهد. اگر FALSE را به کار بریم نیازی به مرتب سازی نداریم و جواب دقیقی ارائه خواهد شد.
در حالت عادی، نحوه آدرس گذاری Excel در فرمولها به صورت «نسبی» میباشد. به اين معنی که با کپی کردن، جابجا کردن يا گسترش دادن محتويات سل به مکان جديد، آدرسهای فرمول موجود در سل نيز به طور منطقی تغيير میکند.
در مثال زير فرمول (هزينه - فروش= سود) يا (E6=G6-F6) در سل E6 درج شده است. با کشيدن محتويات اين سل روی سلهـــای E7 تا E9 (خاصيت AutoFill)، فرمول اين سـل به G7-F7 در سل E7 و G8-F8 در سل E8 و G9-F9 در سل E9 تغيير پيدا میکند. يعنی تمام سلهايی که حاوی اين فرمول باشند، برای محاسبات هميشه از دو سل سمت چپ خود استفاده میکنند.

همچنين با Copy & Paste کردن محتويات سل E6 به مکان F14، فرمول اين سل به H14-G14 تغيير میيابد. (به همين دليل مقدار صفر در آن نشان داده میشود).
آدرس دهي مطلق را در ادامه مطلب ببينيد.
این تابع نرخ بهره را برای یک قسط از وام مشخص، تعداد قسط و مبلغ مشخص نتیجه می دهد. دستور این تابع به صورت زیر است.
=RATE(nper;pmt;pv;fv;type)
بطور مثال فرمول محاسبه نرخ بهره برای یک قسط از وام 3.000.000 تومانی با اقساط 36 ماهه و مبلغ هر قسط 106.958 تومان به صورت زیر میباشد.
=RATE(36;-106958;3000000)
که نتیجه برابر است با 1.4 درصد که مربوط به یک قسط می باشد و اگر این تابع در عدد 12 ضرب شود بهره یک ساله را نتیجه می دهد که برابر با 17 درصد می باشد.
معمولا آرگومانهایی که در این گونه توابع استفاده میشوند به شرح زیر است:
|
|